
جایزه دخترانه
نرگس برای جبران خرابشدن اسباببازی دوستش، چشمبهراه جایزهٔ پدر است؛ اما هدیهٔ او مسیر ماجرا را عوض میکند. داستانی برای کودکان دربارهٔ همکاری و مسئولیتپذیری.
- ناشر
- جمکران
- تعداد صفحات
- 159
- کلیدواژهها
- آموزش کودکان, مسئولیت پذیری, همکاری
معرفی کتاب
«جایزه دخترانه» داستان نرگس، دختربچهای است که همیشه شاگرد اول است. او یکی از اسباببازیهای دوستش را ناخواسته خراب میکند و میخواهد با جایزهای که پدر برایش میخرد، آن را جبران کند.
پدر که با تنگنای مالی روبهروست، سرانجام هدیهای برای نرگس میآورد؛ اما این جایزه با انتظار او تفاوت دارد و ماجرا را به مسیر دیگری میبرد. داستان به همکاری، مشارکت و مسئولیتپذیری در زندگی کودکان میپردازد و توسط انتشارات جمکران منتشر شده است.
برشی از کتاب
گفتم: مامان من گرسنه ام
گفت: «کوفت بخوری، همین الان صبحونه خوردی، خیلی شیکمو هستی، این قدر می خوری که چاق می شی! دیگه هیچکس نمی آد خواستگاریت. منتظر بمون الان برات سیب زمینی سرخ می کنم»
خواستم بگویم درست با من حرف بزند و نگوید «کوفت بخور» اما رویم نشد. داشتیم بازی میکردیم دیگر پس هر حرفی می زد حتما داشت شوخی میکرد.
*
شروع کردم قالی را از دار جدا کردن. همان طور که نخ ها را می بریدم دلم می سوخت، دوست داشتم آن را تمام کنم و تمام شده اش را ببّرم اما برای این کار وقت نداشتم. قالی را از دار جدا کردم و روی زمین گذاشتم.
وقتی صبح صدای سعید و پدرم را شنیدم که دارند آماده می شوند تا بروند، من هم قالی را دست گرفتم و به هال رفتم. پدرم با دیدن قالی که هنوز یک وجب بود تعجب کرد. مادرم گفت: «چرا بریدیش»
پدرم گفت: «این که هنوز تموم نشده!»
